دخترطلای ماماندخترطلای مامان، تا این لحظه: 12 سال و 11 روز سن داره

برای تو که میدونم یه روزی میای...

برگ سی و یکم

1392/10/28 18:34
نویسنده : BT
303 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم 

امشب تولد حضرت محمد (ص) ، پیغمبر مهربونی هاست گلم .... مامان افتخار این رو داشته که به زیارت

حرم پاکش بره ...یادش بخیر ... خیلی دلم هوای مدینه رو کرده ،دیدن  گنبد خضرااااااااااااااای پیغمبر ...praying

 

عزیزکم میخوام برات از سفرم بگم و از مهربونی پیغمبر (ص).... سال 91 بعد 5 سال انتظار بالاخره اسمم

واسه حج عمره در اومد ،سفری که به بهترین سفر عمرمممم تبدیل شد قلب.....البته من بدون بابایی

رفتم چون زمان اسم نویسی مجرد بودم و وقتی اسمم دراومد متاهل ، کاریش نمیشد کرد باید بدون

بابایی میرفتم .... با مامانی (مامانه من) و مامان بزرگ و بابابزرگ مامان و خاله های مامان رفتیم ......

یادمه روزایی که مدینه بودیم چند بار تو ساعتایی که روضه رضوان رو واسه خانوما باز میکردن با مامانم اینا

رفتیم زیارت ولی اینقدر که شلوغ بود و همه همدیگه رو هول میدادن حتی نتونستم دو رکعت نماز صحیح

بخونم ، یه شب که شب تولد حضرت فاطمه بود من نیت کردم برم مسجدالنبی ،روضه رضوان ... هر چی

به مامانم گفتم باهام بیاد گفت خسته هست و نمیتونه بیاد ، من تصمیم گرفتم خودم تنها برم ، با اینکه

شب بود و میترسیدم تنها برم ولی توکل کردم بر خدا و راه افتادم ، ساعت 9.30 شب روضه رضوان باز

میشد من چند دقیقه دیر رسیدم ، هر جا رو که نگاه کردم دیدم ایرانیها نیستن ...با خودم گفتم یا حضرت

محمد من این همه راهو تنها اومدم خواستم امشب کنار حرمت باشم ، منو ناامید نکن ....خلاصه رفتم  از

راهنمای کشور ترکیه پرسیدم ، ایرانی ؟؟ با انگشتش یه جایی رو اون دور اشاره کرد ، من گروه ایرانیها رو

دیدم ، دویدم تا بالاخره بهشون رسیدم ..... آخه میدونی مامان ، روضه رضوان که به گفته پیغمبرمون

باغی از باغهای بهشته ، و فاصله بین خونه پیغمبر تا منبرشون رو شامل میشه ، رو در روز فقط توی

ساعتهای خاصی واسه خانوما باز میکنن و کشورهای مختلف رو به نوبت بهشون اجازه ورود میدن ..... من

به گروه رسیدم و رفتم جلوی ورودی حرم تو صف اول نشستم ، تو اون مدت به گنبد خضرا نگاه میکردم و

اشک میریختم و با آقا دردو دل میکردم ...... خانوم راهنما که عرب بود ولی فارسی خوب حرف میزد شروع

کرد درباره مسجدالنبی گفتن ، اینکه پیغمبر رو کجا دفن کردن ، منبرشون کجاست ، بلال از کجا اذان

میگفته ، ستون توبه کجاست و ... دفه های قبل که رفته بودم به خاطر ازدحام جمعیت نتونسته بودم این

جاها رو ببینم فقط تونسته بودم 2 رکعت نماز نصفه و نیمه بخونم .... خلاصه به ما اجازه ورود دادن ....

جمعیت هجوم آوردن و منو هم با خودشون بردن ، یه لحظه دیدم که نزدیک حرمم، جایی که مدفن پیغمبر

هست ..از اون سمتی که ما رو برده بودن جلوی مدفن پیغمبر کتابخونه گذاشتن  و یه پارتیشن هم جلوش

گذاشتن که دستت به کتابخونه نرسه ....من اگه خودمو خم میکردم و دستمو هم دراز میکردم دستم به

کتابخونه میرسید (که البته اجازه این کارو نداشتیم) یعنی اینقدر نزدیک بودممممقلب.. خیلی حس خوبی

اون لحظه داشت .... خوشحال بودم از اینکه پیغمبر صدای منو شنیدن و بهم اجازه دادن تا نزدیک حرم

برم .....اون حس قشنگ رو تا آخر عمرم فراموش نمیکنم . فردای اون روز سوار ماشین بودیم یادم نیست

کجا میرفتیم ، آخرین روزی بود که تو مدینه بودیم ... همینطور که از خیابونای مدینه میگذشتیم یهو به خودم

اومدم دیدم دارم یه چیزی زمزمه میکنم : ممنون واسه پناه گرم شونت .... ممنون واسه نگاه عاشقونت

..... به خودم گفتم دیوونه این چیه داری میخونی ؟؟؟؟یه آهنگ به اسم ممنونم ، الان هم هر وقت بهش

گوشمیدم یاد اون لحظات میفتم ...قلب

 

وقتی مکه بودم روز آخر فهمیدم ، نزدیک مسجد الحرام یه ساختمان که الان کتابخونه هست ، خونه پدری

حضرت محمد (ص) بوده خونه ای که ایشون توش به دنیا اومدن .... خیلی دلم میخواست برم جلو و دعا

بخونم ولی دعا خوندن و نماز خوندن نزدیک کتابخونه ممنوع بود .praying.... خوش به حال کسایی که الان مکه

یا مدینه هستن ..خیال باطل

 

عزیزم ، صبح روزی که میخواستیم مدینه رو ترک کنیم با گروهمون رفتیم مسجدالنبی ، توی حیاطش بین

بقیع و  گنبد خضرا ایستادیم و همه با حضرت وداع کردن ، یادمه هنوز ماه توی آسمون بود ، گفتم پیغمبرم

من دارم از جایی ماه رو تماشا میکنم که روزگاری شما از اینجا ماهو توی آسمون میدید ، گفتم پیغمبر

مهربونم من با شما وداع نمیکنم چون میخوام دفعه دیگه با شوهر و بچه ام بیام زیارتتون... مامان اونجا تو

رو از حضرت خواستممممم ، خونه خدا هم که بودم بارها و بارها تو رو از خدای مهربون خداستممممم ،

وقتی بدنمو به دیوار کعبه میچسبوندم ، وقتی که بی اختیار اشک از چشمام سرازیر میشد ، وقتی که تو

اون حالت میگفتم الهی العفووووووووووووووووووو ، تو رو از خدا میخواستم...... وای که چه حس نابی بود

اون لحظات ..........prayingprayingpraying

 

مامان ، امیدوارم خدای بزرگ و مهربون تو رو به زودی به من هدیه میده و من و تو و بابایی میریم

به زیارت خونه خدا و همینطور مسجدالنبی پیغمبر .......... مطمئنممممممم به زودی اون روز

میرسهههههههههههه مامان prayingpraying

 

انشالا این سفر قسمت همهههههههههه دوستای خوبم بشههههpraying ... تو این روز عزیز ما رو هم دعا کنید که محتاجیم به دعااااااااااااااا .prayingprayingpraying....انشالا هممون عیدیهامونو بگیریممممpraying

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (28)

پرتو
28 دی 92 21:35
مژده دهيد چون كه هفته وحدت آمده ميلاد امام صادق و پيمبر رحمت آمده كاش در اين جمعه از آسمان ندا دهند اي منتظران ظهور،منجي بشريت آمده ولادت پيامبر اكرم(ص) و امام صادق(ع)تبريك و تهنيت باد.
BT
پاسخ
ممنونم دوستم ..... منم به شما تبریک میگمممم
فریبا
29 دی 92 15:29
سلام بیتا جونم عیدت مبارک خیلیی با احساس نوشتی اشک از چشمام جاری شد با خوندن نوشته هات الهی که ی روزی هم قسمت من بشه برم الهی که صدات به گوش رسیده باشه و خیلییییییییییییییییییی زود نی نی ات بایاد توی دلت و با شوهرت و نی نی ات برین برای تشکر ..دوست دارم التماس دعا دوست جونم
BT
پاسخ
سلام فریبا جون ، عید شما هم مبارک ..... انشالا به زودی زود قسمت شما هم میشه دوستممم.... آدم که یه بار بره باز دلش میخواد دوباره و دوباره بره .... وقت رفتنم دوباره داشتن واسه حج عمره اسم مینوشتن من با خودم میگفتن یه بار کافیه ، نمیخوام دوباره اسم بنویسم ، میخوام جاهای جدید برم ... ولی از وقتی برگشتم خیلی پشیمونم از اینکه باید منتظر بمونم تا دوباره اسم نویسی کنن .....ممنونم ازت به خاطر دعای قشنگت ... انشالا نی نی هر دومون زودی بیاد
تارا
29 دی 92 17:23
سلام بیتاجون خیلی قشنگ نوشتی منم این عظمت و زیبایی رو یکبارتجربه کردم هیچوقت یادم نمیره همیشه ارزو میکنم یه بار دیگه تکراربشه انگارخواب دیدم یه خواب خیییییلی خووووووووب.....
BT
پاسخ
ممنونم تارا جون .... انشالا به زودی دوباره قسمتت میشه دوستمممم
مامان بردیا(a)
30 دی 92 2:55
عزیزم بیتا جونم خوشا به سعادتت
BT
پاسخ
مرسی دوستم ... انشالا قسمت شما بشه
مامان بردیا(a)
30 دی 92 2:57
قربون دل پاکت برم عزیزم انشااله حاجت روا میشی و دوباره این سعادت نصیبت میشه
BT
پاسخ
ممنون عالمه جونممممممممم
مامان بردیا(a)
30 دی 92 2:58
خیلی قشنگ نوشتی گریم گرفتحالا اهنگ مال کیه بگو منم گوش کنم عشقم
BT
پاسخ
مرسی .... این آهنگ از گروه 7th Arena Band هست به اسم ممنون .... این آهنگو شوهرم خیلی دوست داره .. همیشه وقتی تو ماشین به این آهنگ که میرسید صداشو تا آخر زیاد میکرد.... اون روز یهو بدون اینکه خودم بفهمم این آهنگ اومد سر زبونم .... البته بعدش از آقا معذرت خواستممم
مائده
30 دی 92 12:14
،،،،،،،،،،،،¨€¨€¨€¨€¨€ ،،،،،،،،،،¨€¨€▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،،،¨€▒▒▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،،،¨€▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒¨€¨€،،،،¨€ ،،،،،،¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒¨€،،،،،،¨€ ،،،،¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒¨€،،،،،،¨€ ،،،،¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒¨€،،،،،،¨€ ،،،،¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒¨€،،¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€ ،،،،¨€¨€▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒¨€،،¨€¨€¨€¨€¨€،،،،¨€ ،،،،،،¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€ ،،،،،،¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€ ،،،،¨€¨€¨€¨€▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€ ،،¨€¨€▒▒¨€¨€▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒▒▒¨€¨€ ¨€¨€▒▒▒▒¨€¨€▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒▒¨€¨€ ¨€▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒▒¨€ ¨€▒▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒▒¨€¨€ ¨€¨€▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒¨€¨€¨€ ،،¨€¨€▒▒▒▒▒¨€¨€¨€▒¨€¨€▒▒▒▒¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€▒▒▒▒¨€¨€▒▒▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€ ،،،،،،،،،،،،¨€▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€ ،،،،،،،،،،،،¨€¨€▒▒▒▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،،،،،،،،،¨€¨€▒▒▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،،،،،،،،،،،¨€¨€▒▒▒▒¨€¨€ ،،،،،،،،،،،،،،،،،،¨€ ¨€¨€¨€¨€ این پروانه امده تا روی گلی مثل شما بشینه
BT
پاسخ
ممنونم دوست خوبممممممممممم ، تو خودت گلی
منتظر لطف خدا
30 دی 92 20:31
آخی .. من و همسری هم فروردین 91 برای اولین بار مشرف شدیم حج عمره خیلی سفر خوبیه ایشالا قسمت همه بشه
BT
پاسخ
انشالااااااااااااااا
مامان بردیا(a)
1 بهمن 92 1:25
دوست جونم سلام خوبی؟بیتا دلم برات تنگید میرم اهنگرو دانلود میکنم
BT
پاسخ
سلام خانوم ، مرسی خوبم ، شما چطوری؟؟؟؟ اوکی انشالا خوشت بیاد
مامان بردیا(a)
1 بهمن 92 16:00
یه عالمهواسه بهترین دوستممممممممممممممممممممممممم
BT
پاسخ
ممنون عالمه جونم
مامان بردیا(a)
1 بهمن 92 16:12
آرزو دارم ناخواسته بدست آوری ،آنچه را که خواسته ات خواهد بود، آنگونه که در شادی آن، باخود بیندیشی:آیا کسی برایم دعایی کرده بود....
BT
پاسخ
ممنونم ، خیلی زیبا بود دوستم .
مامان بردیا(a)
2 بهمن 92 23:27
یکی یدونه من چطوره؟خوبی بیتا جونمدنباله اهنگم دیشب یه عالمه اهنگ دانلود کردم ولی اهنگتو پیدا نکردم
BT
پاسخ
مرسی دوستم خوبم .... واست یه آدرس فرستادم ببین میتونی دانلود کنی ؟؟
مامان بردیا(a)
3 بهمن 92 10:58
سلام بیتا جونم ممنون بابت ادرسعزیزمییییییییییییییییی بیتا دیشب یه خوابی دیدم برام دعا کنننننننننن الان عجله دارم میرم خونه مامانم اینا اومدم واست تعریف میکنم دوست جونم
BT
پاسخ
سلام عالمه جونم ... خواهش میکنم .... چه خوابی دیدی ؟؟؟ انشالا خیره ... منتظرم برگردی واسم تعریف کنی .
مامان بردیا(a)
5 بهمن 92 1:27
سلام بیتا جونم من اومدم
BT
پاسخ
سلام عالمه جونم .... خوش اومدی
مامان بردیا(a)
5 بهمن 92 1:31
عزیزم خواب دیدم رفتم حرم امام رضاع نمیدونی تو خواب چه حالی داشتم زار زار گریه میکردم وقتی پا شدم انقدر حسش بهم نزدیک بود که انگار واقعا رفته بودم دعا کن اقابطلبه ما نیشابور خونه داریم مامانم اینا هر سال میرن ولی من دلم نمیاد همسرمو تنها بزارم اخه به خاطر کارش نمیتونیم بریم تا خدا چی بخوادددددددددددددد
BT
پاسخ
چه خواب خوبی .... گریه کردن تو خواب خوبه .... انشالا قسمتتون بشه با همسر و بردیا کوچولو برین زیارت .
مامان بردیا(a)
5 بهمن 92 14:48
بیتا جونم دوست دارمممممممممممم
BT
پاسخ
مرسی عالمه جون ، منم دوست دارم دوستممممممممم
مامان بردیا(a)
6 بهمن 92 2:16
سلام بیتا جونم خوبی؟چی شد اون نتیجه ای که منتظرش بودی؟اسمشو بلد نیستممنم منتظر جوابم
BT
پاسخ
سلام عالمه جون ، مرسی ، تو چطوری؟؟؟ کدوم نتیجه ؟؟
مامان بردیا(a)
6 بهمن 92 13:09
خوب شد گفتی بیتا جونم وگرنه نگرانت میشدمهمون نتیجهه دیگه گفتی 6تا فولی سایز 20 البته اگه درست نوشته باشمدوست جونماون کی مشخص میشه
BT
پاسخ
آهااااااااااااااااااا ... تو خصوصی نوشتم واست .
مامان بردیا(a)
7 بهمن 92 11:41
بیتا جونم خصوصیت نیومدههههههههه فکر کنم تایید نشده
BT
پاسخ
عزیزم دوباره فرستادم
مامان بردیا(a)
7 بهمن 92 13:51
خوب اطلاعاتی دادی بیتا جونم انشاالله که همون میشهههههههههههه
BT
پاسخ
انشالا دوستممممممممم
رزا
9 بهمن 92 17:29
چرا پست جدید نمیزاری
BT
پاسخ
رزا جون حرفی واسه گفتن ندارممممممم
مامان بردیا(a)
10 بهمن 92 13:39
سلام بیتا جونم خوبی؟نیستی
BT
پاسخ
سلام عزیزم .... مرسی خوبم . تو چطوری؟؟؟؟ هستممممم .
مامان بردیا(a)
13 بهمن 92 10:20
سلام عشقم خوبی؟پست جدید بزار دیگههههههههههههههه
BT
پاسخ
سلام دوستم ، مرسی خوبم تو چطوری؟ بردیا کوچولو چطوره ؟؟؟ ..... هیچ حرفی واسه گفتن ندارمممممم
مامان بردیا(a)
13 بهمن 92 15:37
اااااااااااااا یه پست بزار دیگه اصلا از اب وهوا بنویس
BT
پاسخ
باشه دوستمم قول میدم چند روز دیگه بنویسممممم
رزا
13 بهمن 92 22:17
بیا دیگه چرا نیستی
BT
پاسخ
رزا جونم تا چند روز دیگه میامممم
مامان بردیا(a)
15 بهمن 92 0:27
BT
پاسخ
fariba
15 بهمن 92 12:35
خوشا به سعادتت بیتا جونم.منم عاشق پیامبر و گنبد سبزشم.انشاالله خدا قسمت همه منتظرا بکنه.انشاالله خدا دوباره قسمتتون کنه البته این سری اینجوری دوستت دارم بیتا جونم
BT
پاسخ
مرسی دوستمممم ... انشالا قسمت همه بشهههههههه .... خدا از دهنت بشنوه ، الهی آمین
رزا
15 بهمن 92 12:48
خوشحال میشی ادمو تو بی خبری میزاری ایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
BT
پاسخ
دعوااااااااام کردی ؟ خصوصی برات نوشتممم .